سلامت معنوی انسان

1394/7/14 07:48:02

سلامت معنوی مفهوم وسیعی است که تعریف آن تحت تاثیر میزان آگاهی و طرز تلقی جوامع از معنویت، دین و شرایط گوناگون فرهنگی قرار دارد.ودراین ارتباط در متون مرتبط بین نویسندگان و پژوهشگران این اجماع عمومی وجود دارد که سلامت معنوی یک خرده مفهوم معنویت است.  فرق معنویت و سلامت معنوی، فرق میان بودن و داشتن است. رابطه اجتناب ناپذیر سلامت معنوی با زمینه­های فرهنگی و اجتماعی موضوعی است که نمی­شود از آن عبور کرد.

از نظـر الیسون (1983) مفهـوم بهـزیستی معنوی از دو مؤلفه بهزیستی مذهبی (نشانه ارتباط با یک قدرت برتر یعنی خدا) و بهزیستی وجودی (عنصری روانی اجتماعی که نشانه احساس فرد از این که کیست، چه کاری و چرا انجام می­دهد و به کجا تعلق دارد) تشکیل شده که در عین منفک بودن با هم تعامل و همپوشی دارند و در نتیجه احساس سلامت معنوی، رضایت و هدفمندی ایجاد می­کنند.  به نظر الیسون بهزیستی مذهبی و بهزیستی وجودی، تعالی و حرکت فراتر از خود را شامل می­شود.

معنویت، نوعی ارتباط با خدای متعال، از راه ایمان به خدا، عواطف و انگیزه‌های الهی و نیز یاری‌جویی از نیروهای غیبی بر اثر قرب الهی است.

نتایج اين تاثيرات؛اطمينان،آرامش، رضايت خاطر ونشاط در افراد جامعه و پيشگيري از بيماري، افزايش تحمل بيماري، بهبود سريع تر بيماري و....كه درتحقيقات مختلف به اين هدف نشان داده است.

شاخص­های سلامت معنوی(مبتنی بر آموزه­ های اسلام و ادبیات جهانی) که این بخش شامل :

اعتقاد به خداوندوخداباوری،اخلاص نیت در تمام رفتارها و تلاش برای نزدیکی به خداوند در تمامی کارها،عبادت خداوند، معرفت ویژه نسبت به خداوند، انسان، خلقت و رابطه متقابل میان آنها، دنیا رنجی برای ملاقات با خدا،ترسناک نبودن مرگ به دنبال زندگـی سالـم دردنیـا،شناخت خود،محاسبه نفس،محبت­ورزی نسبت به خداوند،دوست داشتن دیگران به­واسطه نسبت عام داشتن با خداوند،توکل به خداوند (سپردن کارها به خداوند همراه با اعتقاد به حسن تدبیر او)،رضایت و خشنودی از خداوند،شرح صدر (نداشتن دل­تنگی و دل­گیری از کسی یا چیزی)،قرار داشتن میان ترس و امید، عفو لغزش و خطای دیگران،دوری از ناهنجاری­های اخلاقی،از خود گذشتگی،مهار نفس،درک هدف،معنی وارزش­های متعالی اززندگی خویش، از نیرویی فراتر از جنبه­های مادی زندگی،احساس عمیق پیوند و وحدت با کائنات،آرامش حاصل از معنایابی از زندگی.

  ازاینرو تقسیم این ابعاد در دو جایگاه فردی و جمعی چنین است که در جایگاه فردی، ابعاد جسمی، روانی، احساسی و معنوی اهمیت دارد و در جایگاه جمعی، ابعاد زیست و جغرافیای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و بازهم بعد معنوی اهمیت پیدا می‌کند. یعنی تدريجاً بعُد معنوی چه در جایگاه‌های فردی و چه در ابعاد جمعی ، جای خود را در نظام سلامت  پیدا کرده است، درواقع ، سلامت معنوي ،قلب نظام سلامت و نظام آموزشي یک نظام ویا كشوربه حساب می آید.

بنابراین،همه انسانها درفطرت خويش زيبايي را دوست داشته ، زماني كه زيبايي خلقت رادر ابعادمختلف ناظرباشند، ضمن تحسين و دوست داشتن اين زيبايي ها، نسبت به خالق اين همه زيبايي، محبت، عشق خواهند ورزيد و اين عشق ومحبت ،كرنش و عبوديت رانسبت  به مبدامتعالي قادري كه جمال و كمال مطلق است ونيزمحبت مخلوقاتش  را به دنبال خواهدداشت. شاعرشیرین سخن چه گل گفت:

به جهان خرم ازآنم كه جهان خرم ازوست         عاشقم برهمه عالم كه همه عالم ازاوست

زندگي مبتني برمكارم اخلاق و قلب سليم و عشق به مبدأمتعالي و مخلوقاتش واعتقادبه جاودانگي انسان پس ازمرگ كه ازنظرقران  خود يك خلـقت جديـداست ، نشاط، اميـد، رضايت‌مندي، اطمينان قلبي، آرامش وسلامت معنـوي را براي (آحاد)فرد،خانواده ،جامعه  و جهان  ايجاد خواهدنمود.

سخن يكي ازبزرگان دراین راستا که درسن 85 سالگي فرمودند: زماني كه كودك بودم مي خواستم دنيا را تغييردهم.بزرگتركه شدم مي خواستم كشورم راتغيير دهم، درسن بالاتر مصمم شدم شهرم را تغييردهم و...امروزمي فهمم كه اگرخودرا تغييرداده و اصلاح كرده بودم،خانواده ام ،شهرم، كشورم و دنيارا تغييرداده بودم. نگاه ما در سلامت معنـوي ، تاكيـدبراصـل خودمراقبتي معنوي  فردفردجامعه و انداختن نورافكن برروي خوداست .

برگرفته ازکتاب مدیریت سایه ای ،نویسنده : سیداکبرساداتی-1394 ،چاپ نخست- (مرکزانتشارات توسعه علوم) .